سال پر برکتی را برایتان ارزومندیم
خانه » مجله موفقیت 96 » استراتژی بازاریابی شرکت اپل برملا شد!
استراتژی بازاریابی شرکت اپل برملا شد!

استراتژی بازاریابی شرکت اپل برملا شد!

مجله موفقیت

سایت مجله موفقیت و بازاریابی

کانال های رسمی موفقیت و هدف

جدیدترین کانال ها و مطالب راجب موفقیت


وب‌سایت آی بازاریابی: طبیعی است که هر مالک کسب‌وکار جاه‌طلبی در امید به موفقیت و تبدیل‌شدن به رهبر بازار به سر ببرد، اما حقیقت تلخ این است که در جایگاه اول جای کافی تنها برای یک برند وجود دارد و البته زمانی که به آن‌هم دست پیدا کنید برای حفظ و نگهداری آن باید نهایت سعی و تلاش خودتان را به خرج دهید.

اغلب مدیران و مالکان کسب‌وکارها ارزش سرمایه‌گذاری کردن در خدماتی از قبیل سئو (بهینه‌سازی نتایج موتورهای جستجو)، تبلیغات کلیکی، شبکه‌های اجتماعی و همچنین روش‌های تبلیغی و ترفیعی مختلف غیر آنلاین مانند تبلیغات در رادیو و تلویزیون و بیلبورد و . . . را به‌خوبی می‌دانند.

 

برای تعدادی از کسب‌وکارها هم این روند در عمل تبدیل به یک مسابقه شده و درواقع کسی برنده این مسابقه است که بیشترین میزان از سرمایه‌گذاری را برای آن به خرج داده باشد.

باوجودآنکه اغلب ما تصور می‌کنیم که ” بازاریابی ” یک باید غیرقابل‌چشم‌پوشی برای موفقیت است، اما شاید تاکنون به این موضوع توجه نکرده باشید که چگونه یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین برندهای جهان بدون داشتن ذره‌ای بودجه برای بازاریابی خودش به چنین جایگاهی در جهان دست‌یافته است.

درحالی‌که اغلب کسب‌وکارها سعی می‌کنند به هر شکل ممکن از رقبا خودشان پیشی بگیرند و یکی از اولین گزینه‌هایی که برای این کار انتخاب می‌کنند تبلیغات مکرر است، شرکت اپل درواقع بدون ذره‌ای تبلیغات تمام آن‌ها را پشت سر گذاشته به برند اول در تمام دنیا در صنعت موبایل و گوشی‌های هوشمند تبدیل‌شده است.

 

جالب این است که شرکت اپل، هیچ بودجه بازاریابی برای خودش ندارد و در هیچ نقطه‌ای اقدام به تبلیغ گوشی‌های هوشمند خودشان نمی‌کنند و این به این معنا است که برای گوشی‌های اپل تحت عنوان آیفون از هیچ‌گونه خدماتی از قبیل سئو، تبلیغات کلیکی، شبکه‌های اجتماعی، رادیو و تلویزیون یا هیچ نوع تبلیغات چاپی بهره نمی‌برند. یعنی به‌هیچ‌وجه به ترفیع و ترویج گوشی‌های اپل نمی پردازند.

استراتژی بازاریابی شرکت اپل برملا شد!

اما شما اگر تصور می‌کنید در سایت‌های مختلف اینترنتی یا در سفرهای مختلف خارجی خودتان دیده‌اید که این برند به تبلیغ گوشی‌های هوشمند خود می‌پردازد، بدون شک اشتباه کرده‌اید. چیزی که درواقع شاهد بوده‌اید، تبلیغات شرکت‌های دیگری بوده که در تبلیغات خود گوشی‌های آیفون را هم معرفی کرده‌اند. شرکت اپل در این رابطه آن‌قدر هوشمندانه رفتار کرده است که در این رابطه شرکت‌های دیگر (عموماً شرکت‌های ارائه‌کننده خدمات موبایل) را متقاعد کرده است هزینه‌ها تبلیغات برای این گوشی‌ها را پرداخت کرده و خودشان‌ هم آن‌ها را اجرا کنند.

 

درواقع تبلیغات گوشی‌های آیفون از طریق گروهی از اپراتورهای موبایل انجام می‌پذیرد که می‌خواهند تبلیغ کنند که در حال فروش گوشی‌های آیفون هستند. زمانی که این اپراتورها خواهان اعلام این موضوع – فروش گوشی‌های آیفون – در تبلیغات خودشان هستند، تازه سر و کله شرکت اپل پیداشده و برای آن خط‌مشی‌هایی را هم تعیین می‌کند که تبلیغات شما باید  این‌چنین و آن‌چنان باشد و چه اطلاعاتی را به مخاطب ارائه کند.

شاید تصور کنید که این رفتار از طرف شرکت‌های اپراتور رفتاری کاملاً احمقانه است، اما شما بگویید، آیا گزینه دیگری دارند؟ اپل هرسال در دنیا به‌عنوان بهترین عرضه‌کننده گوشی‌های هوشمند شناخته می‌شوند و یک اپراتور اگر خواهان داشتن بخشی از بازار استفاده‌کننده از گوشی‌های اپل باشد، چاره‌ای ندارد جز تن در دادن به شرایطی که شرکت اپل برای آن‌ها تعیین می‌کند. شرکت‌های اپراتوری هم که از این قوانین تبعیت نکنند در زمان توزیع گوشی‌های جدید در اولویت دریافت موجودی گوشی‌های جدید قرار نمی‌گیرند.

نکته: در این رابطه توجه به این نکته ضروری است که در این بازارها برخلاف بازار ایران گوشی اغلب همراه با خدمات سیم‌کارت ارائه می‌شود و شرکت‌های اپراتور سعی می‌کنند از این بازار هم برای خود سهمی داشته باشند.

خوب وقتی شما برای توسعه کسب‌وکار خودتان نیاز به هزینه کردن برای تبلیغات و ترویج محصول و … دارید، چرا شرکت اپل برای گوشی‌های خودش چنین نباید بکند؟ مگر قانون غیرازاین است که پول درآوردن باید پول‌خرج‌کنید؟ مطمئناً دلیل این کار کیفیت بسیار بالا و غیرقابل‌تصور گوشی‌های تولیدی این شرکت نیست، چرا که اغلب خصوصیات این گوشی‌ها درگوشی‌های تولید شرکت‌های سامسونگ و اچ تی سی و … هم دیده می‌شود.

راز این کار درواقع در استراتژی بازاریابی شرکت اپل نهفته است. آن‌ها از اصلی استفاده می‌کنند که تحت عنوان اصل یا تکنیک منحصربه‌فرد بودن شناخته می‌شود که شاید قبلاً در جاهای دیگر شاهد آن بوده یا خودتان در مواردی از آن استفاده کرده باشید. مبنای شکل‌دهنده به این اصل یا تکنیک هم دادن یک خدمت یا امتیاز ویژه به بخشی مشخص از بازار است که دارای خصوصیات خاصی باشند. مثلاً دادن پیشنهادی خاص به برخی از مخاطبان خودمان که دنبال کننده صفحه اجتماعی ما در شبکه فیسبوک هستند.

 

البته این مثالی بسیار ساده و پایه است. این تکنیک از طرف موجب ایجاد حسی بهتر در آن بخش از بازار و شکل‌گیری ارتباط بهتر از سوی آن‌ها با برند شما می‌شود و شرکت اپل از این تکنیک استفاده کرده تا استراتژی خود را به موفق‌ترین و کم‌هزینه‌ترین استراتژی بازاریابی در دنیا تبدیل کند.

البته تفاوت در این رابطه این است شرکت اپل بجای دادن پیشنهادی ویژه به بخشی از بازار مصرف‌کننده خودش، کل خط محصولات خودش در زمینه گوشی‌های هوشمند را تحت این تکنیک عرضه کرده است و باوجود منحصربه‌فرد بودن این گوشی‌ها، باز هم آن‌ها را در جهان معروف ساخته است. اما ببینیم این شرکت این تکنیک را برای گوشی‌های خودش به چه صورت بکار گرفته است؟ پاسخ خیلی ساده است: آن‌ها از روی عمد توزیع گوشی‌های تولیدی خودشان در بین عرضه‌کنندگان، اپراتورها و حتی مشتریان محدود کرده‌اند.

زمانی که اولین مدل از این گوشی در بازار عرضه شد، فقط و فقط به یک اپراتور عرضه شد و افرادی که خواهان داشتن این گوشی بودند در عمل باید از خدمات آن اپراتور استفاده می‌کردند. شیوه عرضه بر اساس دریافت خدمات به ترتیب ورود بود. یعنی افرادی که خواهان آن گوشی بودند باید در بیرون فروشگاه به صف می‌ایستادند یا حتی در برخی از موارد در پشت در فروشگاه از روز قبل چادر می‌زدند و این کار موجب جلب‌توجه رسانه‌ها شده و خود به‌صورت تبلیغات رایگان برای اپل عمل کرد.

 

آن‌هایی که موفق به خرید این دستگاه به این شیوه نمی‌شدند، با محدودیت موجودی مواجه می‌شدند و اغلب تا نوبت بعدی عرضه این گوشی‌ها که گاهی چند هفته پس از عرضه اولیه بود باید صبر می‌کردند. این کار موجب ایجاد تنش بین آن‌هایی می‌شد که این گوشی را داشتند و آن‌هایی که می‌خواستند آن را تهیه کنند. این تنش در بین هواداران در فضای اینترنت پخش می‌شد و شدت می‌یافت.

 

این‌گونه حتی افرادی که علاقه‌ای به تهیه این گوشی‌ها نداشتند نیز با خود تصور می‌کردند که “ای وای، عجب فرصتی را از دست دادم! اگر واقعاً گوشی خوبی است، چرا من هم نداشته باشم؟” و این‌گونه این گوشی تبدیل به یک باید غیرقابل‌دسترس برای همه می‌شد.

 

به عبارتی حسی از خاص بودن به افرادی می‌دهد که این گوشی را دارند و حسی از حسادت در افرادی ایجاد می‌کند که این گوشی را تهیه نکرده و می‌خواهند تهیه کنند یا حتی تاکنون به آن فکر هم نکرده‌اند و با دیدن بقیه به فکر آن می‌افتند. این کار باعث می‌شود تا آن‌هایی که هنوز موفق به تهیه نشده‌اند در عمل برای به دست آوردن این گوشی مصمم‌تر شوند و از این طریق به‌نوعی سطح استرس حاصل از این کمبود را برای خود کاهش دهند.

در صورت نارضایتی صاحب اثر مطلب حذف خواهد شد..


بهترین مطالب
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز - سئو و بهینه سازی : دانلود جدید 96
کانال فاز سنگین | استاتوس شاخ